تبليغاتX
تنها ترین سردار عاشق
تنها ترین سردار عاشق
دارم از تو چشات می خونم باورش سخته هنوزم تو نباشی توی شعر هام من دیگه از کی بخون
زندگی نامه(بهمن) جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 13:13
سلام:سلامی از درد نهان دلم به اشکارای لبخند زیبایت
دوستان این بار برایتان زندگی نامه ی خودم را می نویسم

من :بهمن
تنمهاترین و بی کس ترین فرزند افرینش
پسری از خانواده نسبتا متوسط به بالا با وضعی نه خیلی خوب نه خیلی بد
بگزریم من تک فرزند خانواده تنها نور چشمان پدر تنها حاصل مادر
بچه ای از بچه های قزوین که به نظر خودم با همه فرق می کند
همه خندانن شاید بعضی وقت ها هم گریان ولی شادی دارند
ولی من همیشه فکر غم و غصه بودم پدرم و خیلی ناراحت و مادرم و ازار دادم با کارام
من همیشه فکر می کنم روزگار بر خلاف ارزوهایم گذشته
ولی دگه از دنیا سیر شدم نمی خوام زندگی کنم شاید بگید چرا
برای این که:اون ادامی پای چوب دارو فرض کنید که بهش می گن نترس طناب پاره می شه
و تو نمی میری چون نازک ولی وقتی می ره پای چوبه می استه
ولی وقتی کار شروع می شه با خودش می گه الان پاره می شه
ولی ...........!؟
من الان که دارم می نویسمتنهاتکیه گاه هم به من پشت کرده
کسی که داری می خونی فکر کن زنگی تو به یه رشته بستس
الان اون رشته زندگی من که من توسط اون به دنیا وسلم
که پاره شده................................!!!!!؟
من از 12 سالگی می نوسم فقط برای اون اما حالا
هر چه قدر که فکر می کنم می بینم واقعازندگی با اسمش معنی شده
افسانه..افسانه
واقعا افسانه...........زندگی افسانس
دیگه نمی نویسم
از این تاریخ می رم دنبال غربت نشینی که از دنیاازادم بشم جدا
1386/2/15
دوستان دنیا ارزش نداره برای من
از این شکسته غریب برای شما نصحتی دارم
تا مطمئن نشدید که معشوقتون ارزش نداره شبا براش کریه نکنید
من الان نفرین نمی کنم ولی:می گم خدایا بلای که سرم اورد
به سر هیچ بندت نیار
حالا براش می نویسم با چشمای خیس:؟
الهی هر جا که هستی خدا نگهدارت با شه من داغ دلمو برای هیچ دفتری بعد از این نخواهم نوشت
الهی با هر کسی که هست خوشبختش کن
دوستا دیگه گریه امانم نمی ده فقط بگم رسم دنیا رو براتون
کسی که یه عمره از 12 سالگی پیمان خون با من بسته بود
بهم گفتن که فکر مرخصی باش که چند ماه دیگه بری عروسیش
اون منو با کمی ثروت بیشر به پدر مادرش فروختوتنها بهونش و خانوادش قرار داده
خداحافظ زندگی........................؟
برای همیشه می خواهم تنهاایم را قسمت نکنم با کسی............................!؟
بیچار مادرم چی فکر می کرد خواهر زادش(افسانه)چیکرد
اره درسته دختر خاله من همون(افسانه)...........؟
شاید فکر کنید چرا نوشتم تا بخونید به3 دلیل
(1)نوشتن ارومم می کنه
(2)از این دنیا شما دوستا اگاه باشد
(3)چون اب از سرم گذشته
برای رسیدن مبارزه کردم ولی فکلک از من قوی تر بود
برای همه ی عاشقان از یگانه معبودم سلامتی و سعادت مسعلت خواهم کرد
که معبود من دل شکسه بی تردید خریدار خواهد بود

به عمرم به جز غم و محنت ندیدم هم دمی دیگر
ندارم طاقت این زندگانی دمی دیگر
بنازم غیرت غم را دمی نگذاشت تنهایم
برای مردنم اورد هم دمی دیگر
زبس از غم وفادیدم شدم شرمندی ان هم
خدایا خجلت غم هم برایم شد غمی دیگر

دلم عاشقت نمیشه اینو خوب بدون همیشه
چون من از اهن و سنگم تو از جنس شیشه
________________________
سفر کردم به گورستان صباهی
 شنیدم ناله و افغان و اهی
شنیدم کله ای با خاک می گفت
که این دنیا نمی ارزد به کاهی
__________________________
وقتی رسیدی به خرابه ای نزن حرف چرند
این گونه نشینان که نشستن همه اهل ادبند
با ادبق باش که خاصیت مهمهان ادب است
_____________________
ز دنیای که ندارد کسی یار کس
 یارب ای کاش نیفتد کار کسی به کس

_______________________
روزگاری که جنون رونق بازارم بود
تو نبودی که بیایی به خریداری دلم

دو تا سرو بلند بودیم بر هم
جدا گشتیم هر دو می خوریم غم
نه دستم می رسد ان گل بچینم
نه ان سرو بلند سر می کند خم
__________________________
دل می خواهد امین ات باشم ای ول
سر کوچه کمینت نشینم ای ول
همان ساعت که از حمام می ایی
خودم فرش زمینت باشم ای ول
__________________________
دلم می خواهد با تو یار باشم
چو دونه در میان انار باشم
چو دونه در میان انار شیرین
چو بلبل محرم گلزار باشم
__________________________
دلم می خواهد که دلدارم تو باشی
بنفشه پای دیوارم تو باشی 
بنفشه پای دیوارم کجای
که از یارم دیدم بی وفایی
__________________________
دگر شب شد که من بیدار باشم
چو قمری بر لب دیوار باشم
بگردم دست به دست پهلو به پهلو
دلم می خواهد که مکتب دار باشم
__________________________
رفیق دیشب امشب کجای
نهادی بر دلم داغ جدایی
اگر دانم که اخر مال مایی
بسازم بر سرت باهر غصه و غم
__________________________
ستاره اسمان می شومارم امشب
ببالینم نیا بیمارم امشب
ببالینم نیا که کشته می شی چون
تمام دشمنان به خاطر بیماریم بیدارن امشب
__________________________
هفت شهر عشق شهر اول : نگاه و دلربايي
 شهر دوم : ديدار و اشنايي
 شهر سوم : روزهاي شيرين و طلايي
شهر چهارم : بهانه. فکر. جدايي
شهر پنجم : بي وفايي
 شهر ششم : دوري و بي اعتنايي
شهر هفتم : اشک . اه . تنهايي

نوشته شده توسط بهمن and مجتبی | موضوع: | لينک ثابت |

لينك باكس پنگوين Penguin Linksbox


 
Copyright © 2006 - Site bus: بهمن and مجتبی & Designer: Hessam Sedaghati